من در زمان سربازی با حدود پنجاه لیسانس وظیفه رفیق بودم از همه جای ایران که الان یک گروه داریم و با هم مرتب در ارتباطیم
من در حوزه و دانشگاه درس خوندم و در این مدت زمان یازده ساله من با دوستان زیادی آشنا شدم و هنوز هم کم و بیش در ارتباطم
من کشاورزی کرده ام باغ پسته ، انار و زمبن زعفران خودم آباد کرده ام ، برنج فروشی بوده ام ، طلافروش بوده ام ، دفتر خرید و فروش محصولات کشاورزی داشته ام ، دفتر خرید و فروش ملک و آپارتمان و بنگاه مسکن داشته ام . فیلم بردار بوده ام ، مدت چند ماه دهیار روستا بوده ام ، پیتزا فروشی مرغ بریانی داشته ام و هنوز دارم ، سوپر مارکت داشته ام ، نانوایی داشته ام ، کترینگ و غذای اماده کاشته ام و در کار تالار پذیرایی هم الان مشغولم
من در روستا بدنیا امدم ، تا چهارده سالگی در روستا بودم ، حوزه و دانشگاه و سربازی را در مشهد بودم ، یک سال تهران درس خوندم ، مدت کوتاهی قم درس خوندم و سالهای بعد هم تقریبا مدام در مشهد ساکن بودم ولی هبچ وقت ارتباطم با روستا قطع نشده و تقریبا با تمام مردم منطقه حشر ونشر دارم و دوستان بسبار صمیمی در روستا و منطقه مه ولات دارم
من حدود چهار هزار صفحه رمان نوشته ام
رمان شکست تابو دویست صفحه
رمان مرگ پشی پشی ها دویست صفحه
رمان تصویر های تب الود سیصد و پنجاه صفحه
رمان سکوتهای دنباله دار سیصد و پنجاه صفحه
ر مان سه نقطه های بزرگ که من بالای دو هزار و پانصد صفحه اش را نوشتم بعد دیدم این نوشته تمام زندگی مرا پر خواهد کرد و بیش از سی سال نوشتنش وقت لازم دارد ، لذا نوشتن را کنار گذاشتم و به هوای روزی که در زندگیم قوی شوم و یک تیم درست کنم تا کار نوشتن و تحقیق موشکافانه را انجام دهند ، هر چند شانزده سال است که هنوز هیچ قدمی نتوانسته ام در این راه بردارم ولی هنوز هم از طریق وبلاگ در کنار تمام مسائل کار نوشتن را دنبال می کنم و خیلی وقتا کار نوشتن را روی یک نیمکت بغل خیابان شلوغ انجام می دهم تا به خودم یاد اوری کنم که نوشتن در خلاء هیچ ارزشی ندارد
خب منظور من از این بیوگرافی چیه
من این و انجا از این دوست و ان دوست ، در این گروه و ان گروه می بینم که می گن
اینها را روس حمایت می کنه
چین هوای اینا را داره
ابنا انگلیسی هستند
دموکراتهای امریکا اینا را اوردن
بخاطر نفت بدبختیم ، نفرین شاه بوده ، .....
خواهش می کنم این چرندیات را تمام کنید من این گونه حرفها را بسیار احمقانه می دانم .
شما از همین الان بروید دانشگاه انگلستان شناسی بزنید ، برید در انگلستان میلیاردها دلار هزینه کنید ، دیت اخر انها خیلی ساده خواهند گفت انگلستان برای ما در اولویت است ، اخه کجای این حرف بده . برید با ژاپن ترکمن چای امضا کنید شما فکر می کنید ژاپنی ها ترکمن چای نداشته اند ، البته که داشته اند عهد نامه ترکمن چای ژاپنی ها با خدا بوده خدا همه زمبنهای انها را گرفته و تمام چاههای نفتشان را به یغما برده ، ژاپنی ها اونقدر رفتن بالا که با خدا تو عرش هم سفره شدن
ما درست همانی هستیم که باید باشیم نه یک سانت بالاتر و نه یک میلی متر کمتر . ما یک مشت غلامرضا و غلام عباس و غلامعلی و غلامحین و حاج اقا و حاج خانم و کربلایی مندلی و مشدی رمضون و .... هستیم که دوست داریم کارهامون با نذر و نیاز با توسل با دعا با التماس درست بشه و تا فرصت گیر میاریم دزد می شیم و خشن و ریا کار و دروغ گو و متقلب .... ما مردمانی بودیم که یک صفحه کتاب نخواندیم ولی هر روز هزار صفحه حرف زدیم و ادعا کردیم
خدابا من در عدالت تو شک ندارم
خدایا عذر خواهی مرا به تمام کسانی که مقصر دانستم و انها گورشان بی خبر بود برسان
دنیا من عذر خواهم که یک عمر شما را دشمن خودم فرض کردم در حالیکه دشمن من در خودم لانه داشت