دیکتاتور بزرگ
اگر یک روز بیل مان را زمین نگذاریم ، هیچ وقت زمین از کولش خسته نخواهد شد .
مدام به زمین های بیل نخورده فکر نکن ، گاهی به دستهاای پینه بسته ات فکر کن .
یک چیزایی هست که قبل از بیل زدن باید در موردش فکر کنیم ، یکی از این چیزها اینه که چه وقت باید بیل را کنار بگذاریم .
گاهی ما خودمان بزرگترین دیکتاتور زندگی خودمان می شویم وقتی خوب فکر کردن را نمی اموزیم.
وقتی همه فکرمان را روی پول در اوردن صرف می کنیم ، هرگز وقتی برای پول خرج کردن نداریم . هرگز وقتی برای کناره گیری از کار نداریم و مدام مسیر اشتباهی که می رویم را توجیه می کنیم و این دقیقا نتیجه بی فکری خود ماست ، این موضوع تا انجا پیش می رود که باید گفت زندگی دقیقا انعکاس تفکر ماست و باز تا انجا می رود که من فکر می کنم انهایی که معتقدن دنیای خارجی وجود ندارد و همه چیز فقط ذهن است ، بی راه نمی گویند
یادمان باشد ، زندگی باید جدای از زمان و مکان معنا شود . اگر در تفسیر زندگی زمان را لحاظ کردیم همه چیز بسمت زمان می چرخد . و با ابن مغلطه است که ما یک عمر خودمان را فریب می دهیم چون در نهایت حواسمان به زمان است حواسمان به مکان است ، در حالبکه زندگی رهای از هر مفهوم جانبی قابل تفسیر و انجام است .
افل کم روزی یه مرتبه پیشانیت را بخاران ، چپ و راستت را نگاه کن و یا به اسما ن نگاهی داشته باش .
یا چایت را با تامل بیشتری هورت بکش ، یا لحظاتی به صورتت در اینه نگاه کن ، اگر اثار خستگی دیدی بی تفاوت نباش ، شاید ما دیکتاتور خودمان هستیم ، شاید برای کسانی داریم خودمان را می کشیم که انها زنده ما را دوست دارند .....
جورهای دیگر را هم تجربه کنیم ، نمی شود که فکر کنیم یک مدل ، یک روش یک فکر درست است ، این همان روش دیکتاتورهاست ....
نگران تغییر نباش ، وقتی به ازادی و رهایی برسی ، خودت می فهمی جریان چیست
kader.gorgij@yahoo.com