از کامه ریواس بخر

فصل ریواسه . ریواسهای ترد و ابدار .

شهد خاصی دارد ، طوری ترسه که دوستش داری و طوری شیرینه که پس ت نمی رنه .

زندگی همین نگاههای سادست به پیچیدگی های تو خالی و پوچ ، همین پی بردن به راز رازیانه هاست .

از وقتی نگاه می کنی ، فکر می کنی ، و انجام می دهی و درست نمی دانی کجای کار ایستاده ای .

شاید این حس موهوم بودن ، تا ابد غیر قابل توضیح باقی بماند . انچه مهم است نبرد لبها گاهی برنده تر از نبرد تنهاست .

باز هم آرام تر برو گویا حس رفتن نداری ، اینجا بغل جاده کامه ریواس می فروشند اگر به فروشنده کمی بیشتر بدهی بهترین ریواسهایش را به تو می دهد . ترد و ابدار است و فصل بهار را در وجودت جاری می کند .

گویا زندگی همیشه تلنگری برای فراموش شدگان دارد . از کالسکه با طراوت زندگی جا نمانیم ، زندگی کوتاه تر از افسوس ها و اندوه ماست

تقدیم به پدر و مادرم

امسال نمی توانم برای پدر و مادرم مراسم بگیرم . هزینه ها خیلی بالا رفته و منم بخاطر بنایی وضع مالی مناسبی ندارم

امروز بیاد انها یک متنی درباره مرگ می نویسم و اینرا به روح انان تقدیم می کنم

......

وقتی پدر مرد وقتی پدر از روزهایم به شبهایم رفت

وقتی مادر مرد وقتی مادر از روبرویم به رویاهایم رفت

مرگ بود که رهای از توصیف یک نبود ساده بود که بود شده بود محترم بود چون اصالت داشت و ساده بود چون حقیبت بود

این فقط پدر و مادرا نیستند که بچه های بدشونو دوست دارن ، گاهی بچه ها هم پدر و مادرای بدشونو دوست دارن ، گاهی برای دوست داشتن خوب بودن لازم نیست کافیست پدر باشی مادر باشی یا بک بچه ی ناخلف

ما در نقطه ای از زمان قرار داریم که باید مرگ را بعنوان حقیقتی در زندگی قبول کنیم و دیگر از ان بعنوان سمبل ترس و خرافات استفاده نکنیم ، اینکه ایا پس از مرگ وجود داریم یا نابود می شویم مسئله ایست که در توضیحی عاقلانه نمی گنجد

قدر مسلم باید گفت مرگ ادامه حیات ما در نام ماست . مرگ ادامه زندگی ما در رفتار ماست . پس ببینیم در ذهن و قلب دیگران چقدر وجود داریم .

مرگ بر هم پدر و هم مادر من گذشته است و حسرت من نتوانسته انها را به من برگرداند ولی گویا زندگی قصد دارد مرا به انها ملحق کند . آیا کسی هست که پیری و مرگ را تجربه نکرده باشد . خیر ، مرگ همان شتر معروفیست که در خانه همه می نشیند ودر بسیاری از موارد یک نعمت و موهبت الهیست . همه می میمیریم تا جریان تکامل در سطحی بالاتر به بازی خود ادامه دهد . تا انروز باید زندگی کرد ، پیام مرگ زندگیست .

بگفته دوستی مرگ ملاقات انچه هستیم ماست با انچه می توانستیم باشیم و بعد بازی تمام شده ، آیا به این بهانه دوباره می توانیم به این مسئله فکر کنیم که چگونه می توانستیم باشیم . ایا خشونت زندگی مثل باتلاقی ما را در خود فرو برده است .

در دنیایی که گاهی خوب بودن بدترین حس انتقام جویی از همه چیز و همه کس است در دنیایی که گاهی بد بودن صرفا بی تعصب زیستن عادی بودن و طبیعی بودن است ، چقدر سخت است درک اینکه چگونه می توانستیم زندگی کنیم که خوب خوش و در عین حال مفید و موثر باشیم

شاید مرگ شاید دقت د ر مفهوم مرگ تلنگری باشد بر بدنه پوسیده ذهنمان

پدر و مادر عزیزم

روحتان شاد

دلبری وبلاگانه

قبلا همین که حس و حالی داشتم وبلاگ می نوشتم . ولی حالا نوشتن همون کتابی که گفتم سرمو گرم می کنه ، موضوع خود به خود جدیه اصلا نوشتن یک تعارف خشک و خالی نیست . کار خاصیه یک نوع اتصال به برقه بطوری که یک هو رفتارت عوض می شه ، دنیات عوض می شه و من می شم و یک صفحه که می خواد یک نقری در مغزم بزنه سپس اجازه بده که مثل سوراخ شدن نارگیل تمام محتویاتش بریزه تو ظرف پیرکس

با تمام وارستگی نوشتاری صاحب ادعایی که دارم راستش وبلاگ برام جایگاه خودشو داره ، نوشتن کتاب اونم وقتی می بینم نوشته های هفده هیجده سال قبلم لب طاقچه دارن گرد و خاک می خورن ، حس خوبی نداره

سیستم سانسوری ما تونسته قلم را بهتر از هر چیزی خفه کنه ، چون قلم خودش نیز یک نوع خفگی مزمن داره مثل اواز نیست که همش هفت جمله باشه و یک لحظه سوت بشه تو دنیای مجازی

نوشتن دنیای خاصی داره . من عاشق اون پیچ و خمایی هستم که موقع نوشتن خودمو داخلشون می بینم . نوشتن راست ترین احساس قابل اندازه گیریه ، از زیر متر در نمی ره و زیر نگاه جا خالی نمی ده

وبلاگ نازنین من

تو برای من کلی احساسات فشرده شده هستی ، وقتی که من زیر بار زندگی زمان را گم کردم و در هپروت ساکن شدم این تو بودی که هر روز دیتم را می گرفتی و گاو وجودم را از،آغل در می اوردی تا انرا از چشمه زلال حقیقت آب بدهی

ما در ابن گیر و دار با هم لاس ها زدیم

خودکشی ممنوع

جربان زندگی مثل همین ماشینهای بدون راننده است .

باید هدفت را به کامپیوترش بدهی و بری رو صندلی عقب دراز بکشی ، با مشت و لگد ردن به در و دیوار و با هزار و یک احساس بشه و نشه کار درست نمی شه . اگر ماشین مشکلی داره یا هدف مشکلی داره خب درستش کن ، یک کم قد هدفت را بیار پایین و یک مقدار سطح ماشینت را ببر بالا ولی علی ای حال وقتی نشستی تو ماشین بدون راننده ، دیگه به ماشین و به هدف اعتماد کن

زور زیادی نزن ، خودتو الکی مستهلک نکن ، بعد ها می خوان دانشمندان بفهمند و در مقاله های علمی شون بنویسن و بابتش جایزه اسکار بگیرند که تنها دلیل پیر شدن و مرگ موجودات ابنکه اونا نگران می شن و نگران زندگی می کنن .

زنده بودن خودش یک نوع زندگیه ، اینطور نیست که صرف زنده بودن هیچ ارزشی نداشته باشه و بعضی ها خیلی راحت می گن که فقط زنده ان و زنده مانی می کنن ولی زندگانی نمی کنن .

من این حرف را قبول ندارم و معتقدم که صرف زنده بودن خیلی حرفه ، کلی می شه باهاش عشق و حال کرد ، نفس بکش ، غذا بخور ، طبیعت را ببین ، حرف بزن ، بخواب ، اینها خیلی مهم هستند و خیلی حال می دن

به ماشین بدون راننده ات اعتماد کن ، اگر تو دوست داری نگران باشی خب نمی شه بهت کمکی کرد ولی در دنیا مفهومی به نام نگرانی وجود خارجی نداره . جریانات انقدر وحشت ناک و موهوم نیستند که افکار ما برایمان تصویر سازی می کنن

پایت را کمی بیشتر دراز کن و چند خمیازه دیگر هم بکش و اگر خوابت می اید بگیر بخواب ، بعد از خواب دنیا زیباتر خواهد بود

دانیلز

استورمی دانیلز

ترامپ کلا ادم جالبی است ، و همین موجب شده عده ی زیادی طرفدار داشته باشد ، حالا اینکه چقدر دانا یا نادان است این محل بحث من نیست . ولی یک حس و حال خاصی دارد . از اون ادماست که می شه بهش نگاه کرد و در موردش به هیجان امد . شاید باید ازش بیشتر خوند و شنید .

این داستانش با استورمی هم بخشی از همان کاراکتر است . یعنی به نظر می رسد چنین چیزی اتفاق افتاده ولی این موضوع چیزی از ترامپ کم نمی کند چون دلیل انکار خودش هم این نیست که این موضوع وجود نداشته ، او معتقد است یک معامله کرده و این ربطی به موقعیت اجتماعیش و شخصیت سیاسیش ندارد ولی حالا که عده ای با داد و هوار می خواهند مته رو خشخاش بگذارند و یک نوع تسویه حسابهای داش غلامی از نوع رسانه اش راه بندازن ، خب طبیعتا ترامپ اصل موضوع را انکار می کنه .

ترامپ از پدیدهای یک زندگی به سبک امربکایی است ، او این بازی را خوب بلده ، کلاس بذار ، حرف بزن ، حاشا کن ، لذت ببر ، کار کن و عرق بریز و نقشه بکش و هر موقع فرصتی دست داد ترتیب استورمی رو بده .

برای تفکر امریکایی این مهمه که سرت تو کار خودت باشه و اونطور که دوست داری زندگی کنی ، قضاوت دیگران همیشه می تونه یک حرف فرمالیته باشه که قابل ماست مالی کردنه .

شرط می بندم همین الان که دادم این متن را می نویسم و ترامپ داره با هواپیمای شخصیش برمی گرده به شهر محل اقامتش ، یک ماساژ خوب گرفته و از اینکه یک روز دیگه هم بازی کرده خوشحال و راضیه .

این تفکر هرگز خسته و نا امید نیست

راه قلب

برگشتیم مشهد

خب مسافرت خوبی بود ، دیدن مردم از همه چیز برام زیباتر بود ، اینکه مشغول تفریح و شادی بودن ،

دیدن جنگل های شمال ، ودربا

دیدن تهران ، دربند و توچال و کاخهای سلطنتی

یکی از بهترین چیزهایی که دیدم دیدن ماشین های سلطنتی بود . رنگ ماشین ها خیلی زنده و زیبا بود و در کل شخصیت خوبی داشت .

سفر ادم را پخته می کنه ، اول سال هم شگون داره ادم به خووش یک حالی بده .

در کل مشخثه دل مردم برای شادی کردن تنگ شده ، دیگه به ستوه امده اند ، هیچی براشون مهم نیست اصلا تعصب ندارن راحت هستن و متمدن ، فقط می خواهند اقتصادشون خوب باشه . سر لخت و پای لخت براشون مهم نیست .

مردم در زمان شاه نگران اقتصاد نبودن ولی نگران اسم بچه ها و پوشش زنها و فیلم های سینما بودن ولی حالا اصلا این طور نییت همه چیز بر عکس شده گویی ضد مقثود ، مقصود شده . یک عده ای می خواهند به زور ظاهر کار را طور دیگه ای نشان بدن ولی در نهایت همه چیز به قلبه

این قلب مردمه که دیگه طور دیگری می خواد باشه و قلب مثل آبه نمی شه جلوشو گرفت خلاصه راه خودشو باز می کنه

چاک  جاده

امشب گرگان هستیم

هتل جهانگردی

دیشب در روستای محمد اباد بودیم جنگل باسند

سیزده را از همون روستا شروع کردیم بعد به دراز نو رفتیم

قضیه ماست هم اینجا داغ است . فیلمش را دیدم ، با خودم فکر می کردم خدا می داند در انزمان که نه فضای مجازی بوده نه حقوق بشر ، این لچک ها را چگونه بر سر مادران ما کشیده اند که حالا که حنایشان رنگی ندارد و تشت رسواییشان از بام افتاده دادن این کار را با ماست ادامه می دن

تف بر این قوم نادان و پست

از بقبه اخبار جهان این روزها بی اطلاعم . زده ام به چاک جاده . این چاک جاده چه چاک باحالیست . گاهی خسته می شوی و گاهی هیجان زده .

سیزده

الان در جنگل پاسند هستیم در یک خانه روستایی ، بارون میاد و سرده ولی جای ما گرمه

این مسافرت ، مسافرت دیوارهای خط خطی بود همه می دانیم روی دیوارها چه نوشته هایی بوده

در این مسافرت تغییرات فرهنگی مردم را دیدیم ، خیلی مشهود بود . زنها کار خودشان را کرده اند .

یک نکته که ذهنم را مشغول کرده اینه که نمی دونم چرا ساحل خزر عقب رفته ، امید وارم خزر دیگه با ما قهر نکنه

مسافرت دیوارهای خط خطی در شمال هم ادامه داشت حتی در روستاها

در کنسرت تالیسچی یک جمله شنیدم

اوه ، سالی که اینطوری شروع می شه معلوم نیست چطور تموم خواهد شد

به نظر میاد مردم از یک سری چیزها و حرفها رد شدن

دیشب در بابل خانه حق شناس بودم ، خود هادی سالهاست مرده ولی خانواده اش برای من همچنان دوستان خانوادگی هستند

فردا سیزده بدره

ما احتمالا تو همین کوه و جنگل خواهیم موند

برای همه یک روز خوب ارزو می کنم

سفر نامه

امشب در بندر انزلی هستم .

صبح از تهران حرکت کردیم ، رفتیم به قلعه رودخان و حالا اینجا هستیم . شام میرزا قاسمی خوردیم .

الان بچه ها رفتن بازار ولی من خیلی خسته هستم بیرون نرفتم .

چند روزی هست آمدیم مسافرت ، گاهی باید بی خیال دنیا شد . باید بیرون رفت و به خودت و به خانواده اجازه داد تا یک هوایی عوض کنن .

واقعا اخلاق آدما و شخصیت آدما در سفر معلوم می شه .

واقعا این درسته که می گن ، بسیار سفر باید تا پخته شود خامی .

در سفر یاد می گیریم که عمر انسان مثل عمر سفر کوتاهست .و نباید زیاد سخت گرفت نباید خیلی جوش زد . نباید همیشه همه چیز اوکی باشه .

کم حوصله نبودن فقط یک شعار نیست ، در مسافرت ما یاد می گیریم کم حوصله نباشیم . خونسرد و آرام باشیم و به دیگران حال خوب بدهیم .

شمال زیباست

عالیست

دیشب در هتل اسپیناس تهران در کنسرت تالیسچی ترانه

بارون اومد و یادم داد ...

را گوش کردم و بیاد جوانان انقلاب ژینا اشک ریختم

سال 40۲ مبارک

مسافرت آمدیم تهران

بین راه یک شب رفتیم شاهرود ، یکی از دوستان گفته بود سر راه برم پیشش

اول فکر می کردم شاهرود که جایی نداره

ولی واقعا وقتی باهاش رفتیم بسطام و چند جای دیگه و دست آخر که رفتیم پیتزای آفروید ، نظرم در مورد شاهرود عوض شد .

راستش آخر شب در خونه ای که در اختیار ما گذاشته بودن بالای شومینه یک مقدار تریاک بود و یک سیم آماده و من برای اولین مرتبه تو عمرم ، سه چهار کام تریاک کشیدم .

شاهرود با کله داغ زیباتر هم شد .

دیشب تهران رفتیم دربند ، من اصلا فکرشم نمی کردم تله سی اینقدر وحشتناک باشه ، وقتی سوار شدم فقط دیدم رو هوام و یک نیمکت زیر پامه

امروزم رفتیم توچال و شبم رفتیم پاساژ علاء الدین

و فیلم لیلا و براداران را با هم نگاه کردیم

برای همه مسافران شادی و سلامتی

و برای همه ضمن عرض تبریک سال نو

افتخار ، ارادی، میهن ، اقتصاد ، رفاه ، تفریح ، سلامتی ارزومندم