درباره جدایی 1
فکر نمی کردم آدم پنهان کاری بشم ولی شدم ، خیلی چیزها هست که در وبلاگ نمی نویسم ، این روزها برام متفاوته .
تقریبا دارم از خانمم جدا می شم ، حس و حال طلاق را تجربه نکرده بودم ، اصلا کار آسونی نیست ، سی سال خاطره ، سی سال کم و کاستی ها ، خوشی ها ، ناراحتی ها و حالا جدایی
درست نمی دونم بعدش چی می شه ، زندگی قوی تر از ماست یا ما برنده این بازی می شیم ، به نظر می رسد هر کدوم از ما صبورتر باشیم برگ برنده دستمونه.
تلاش می کنم فرود آرامی داشته باشیم ، خیلی چیزها هست که باید حفظ بشه ، خیلی چیزهای شکننده و نازک وجود داره که باید ازش بدرستی محافظت بشه ،
قبلا می گم با هم خوش هستید زندگی کنید ، نا خوش هستید خب جدا بشید ولی انگار این یک حرف کلیست اینطوری نمی شه به داستان نگاه کرد ، می شه از یک فرد جدا شد ولی از خیلی از مسئولیت ها نمی شه جدا شد . دیگه روال زندگی به اون نقطه بی مسئولیتی و بدون دغدغه برنمی گرده
حالا ببینم چطور می شه
بازم می نویسم
kader.gorgij@yahoo.com