خب من از ان دسته افرادی هستم که نسبت به تیم ملی فوتبال هیچ احساسی ندارم بطوری که باخت وبرد تیم برام اهمیتی ندارد ولی فعلا حتی برام مهم تر بود تیم فوتبال ببازه تا جلو سو استفاده عده ای از این موضوع گرفته بشه .
اما من بعنوان یک چهره ورزشی مخصوصا یک عمر بازی فوتبال چرا نسبت به تیم ملی به این حد از بی تفاوتی رسیده ام .
چون غرور من در این مملکت انقدر له شده که با برد تیم ملی چیزی به غرور من اضافه نمی شه که هیچ غرور لگد شده من نیز نادیده گرفته می شه . در کشوری که ورزش سیاست زده بشه و کسانی که تو عمررشون یک توپ هم شوت نکرده اند تصمیم گیران ورزشی ما باشند دیگر باید فوتبال را فوت کرد
وقتی من هنوز شنای دخترم را ندیده ام چون شما تفکراتی دارید که زن عورت است ، وقتی یک ورزشکار در قامت یک قهرمان ورزشی حرف نمی زند و حرفهای دیکته شده ای که برایش گفته اند را بازگو می کند وقتی قرار است ورزشکار بیان درد جامعه نباشد و به جایش بزک سیاست مداران باشد ، چه جای یک رابطه احساسیست .
آخه چطور می شه به تیمی نرد عشق باخت و قلبت برایش بتپد و برای موفقیتش دعا کرد که توسط افراد بی منطقی حمایت می شود که رفتارشان بیشتر شبیه جوکه مثلا همین دیشب اعلام کرده بودند که اگر تیم ملی ببره فردا سه گیگ اینترنت رایگان می دن و مدارس فردا تعطیل می شه . مخاطب این حرف طبیعتا دانش اموزان کودک هستند که تا ساعت دوارده شب پای تلوزیون بیدار می مونن تا ببینن آیا فردا تعطیل هستند یا باید برن مدرسه .
ایا به نظر شما باید برای تیمی که احساسات بچه ها را گروگان می گیره تا با وعده تعطیلی در خانه این جو را ابجاد کنه که خوبه تیم ملی برنده بشه . شما فکر می کنید بخاطر همین حرف مسخره دیشب چند هزار کودک اخر شب با گریه به تختخواب رفتن که باید فردا به مدرسه برن.
همه ما به شکلی گروگان این مغلطه کاران شده ایم . در هر صورت هر انسانی بعد از انکه یک سطحی از شهرت را رد کرد دیگر به خودش تعلق ندارد یک هنرمند معروف یک ورزشکار معروف یک نویسنده مشهور یک ... این فرد یا افراد زمانی ارزش دارند که مردمی باشند حتی اگر مردمی که او در میان انها محبوب و مشهور شده اشتباه کنند باز هم او باید بعنوان یک فردی که صاحب قدرت و مصونیت اجتماعیست در کنار مردمش باشد .
اگر قرار این باشد که من عکس علی دایی را در خانه ام به دیوار بزنم و علی دایی عکس قاتل مرا در خانه اش به دیوار بزند که نمی شه من ازش حمایت کنم مگر ابنکه من یک برده فرض شده باشم . که اگر خواستند چیزی برای خوردن بهم بدن و گر نه از گرسنگی بمیرم . من در کجای این مملکت قرار دارم ، ایران و ایرانی در کجای این مملکت قرار داره ، کدوم خیابان و میدان این مملکت به نام کوروشه ، چرا باید میلیاردها تومن هزینه بشه که برای بلال حبشی جشن بگیرند و میلیاردها تومن هزینه بشه که جلو جسن کوروش گرفته بشه .
من به اندازه عمر خیلی از ورزشکاران فقط دارم وبلاگ می نویسم ، چقدر در این وبلاگ از درد و رنج جامعه و مردم و بدبختی و فلاکت گفتم ولی همه هیچ که هیچ ، با پول بازار را خریده اید ، با پول ورزش کار را خریده اید ، با پول روزنامه ها و مجلات و رسانه ها و افراد سرشناس را خریده اید .
ما رمیت اذ رمیت و لکن الله رما
ولی در وقتی می خواهید با گروگان گیری تیم ملی باز هم شعار های خودتان را بلند کنید ، خدا بهتون می گه دیگه نه ، دیگه نه بخاطر کودکان بی اینده ، دیگه نه بخاطر دلهایی که مرده و افسرده و پژمرده شده ، دیگه نه بخاطر کودکان سوریه ، دیگه نه بخاطر فقر و بی عدالتی
کشور ولز فقط سه میلیون جمعیت داره ، ببینید چقدر از مردمش امدن قطر تا تفریح کنن ، واقعا ایران که بچه ها می تونستند تا قطر با یک بلم شکسته برن چند نفر ایرانی توان داشتن برن قطر و چند روزی خوش باشند
بال مرا به سنگ شکستید و خواستید
عادت کنم به کوچکی آسمانتان