در دفاع از زندگی
آسیه پناهی
وقتی اسم اسیه را می شنویم ثروت و شکوه و بزرگواری و بزرگ منشی به یادمان میاد . انسانیت و ازادگی بیادمان میاد ترحم و نوع دوستی را به خاطر میاریم بیاد آسیه زن فرعون میفتیم که موسی را از نیل گرفت و او را در کاخ فرعون بزرگ کرد تا وقتی که ندا امد اذهب الی فرعون انه طغی . آسیه آلونک نشین ندیده بودیم که دیدیم آسیه تو بیل بلدزر ندیده بودیم که دیدیم مرگ آسیه انقدر پیچیده بود که تا یک ماه باید پزشک قانونی روش کار کنه مثل جعبه سیاه هواپیما که تا ان موقع اب از اسیاب بیفتد و نان از اسیابان جانم که قبل از اسیه افتاده . نکته اینجاست که در جایی که برای جرج هزاران نفر به خیابان می ایند باید ادمهای داخل خیابان را شمرد و در جایی که برای آسیه هیچ کس بیرون نمی اید باید ادمهای داخل خانه را شمرد. که سعدی می گوید : دی بر سر هر مرده دو صد شیون بود . امروز یکی نیست که بر صد گرید.
واقعا ظلم و فشار در کدام مورد صدق می کند
البته هنوز ندای اذهب الی فرعون نیامده که بازم ادم را بیاد فردوسی بزرگوار می اندازد : دیشب صدای تیشه از بیستون نیامد . شاید به خواب شیرین فرهاد رفته باشد.
همان داستان ایا خدا .... است
این روزها باید همش شعر گفت اصلا باید ترانه خواند باید نی زد باید.... اینجا چقدر چلچله در برف مرده است . در شهر بی سخاوت و بی اب و نانتان
kader.gorgij@yahoo.com